جان نباشد جز خبر در آزمون ×××××××××××××هر که را افزون خبر جانش فزون |
منبع :روزنا
با جمعي از بروبچههاي قديم جنگ كه حالا جزو سرداران مطرح عرصه دفاع مقدس هستند، نزد سيدمحمد خاتمي رفتيم. جلسه با نماز ظهر به اقامت اين سيد نجيب ـ كه به ما تعارف ميكرد به جاي او امامت نماز را داشته باشيم ـ آغاز شد و شگفت اينكه قدرت، هنوز نتوانسته است، كمترين تغييري در تواضع گذشته او ايجاد كند.
نخست دوستان دغدغهها و نگرانيها و پيشنهادهايي را كه به ذهنشان ميرسيد، مطرح كردند و سپس صندوق سينه خاتمي باز شد و در آن محفل خودماني، برگهاي نانوشتهاي از تاريخ معاصر را براي ما بازگو كرد.
ابتدا من گفتم چرا در برابر صداوسيما واكنشي نشان نميدهيد كه اخبار منفي از شما پخش ميكند كه مثلا گفتهايد: «ما اشتباه كردهايم»؟
خاتمي گفت: بايد تذكر داد كه از يك ساعت صحبت، نبايد چنين گزينشي ناصواب به جامعه انتقال داده شود. سپس بحث را به قضيه اخير قم كشانيد و گفت: وقتي در آن شب من به حرم وارد شدم، از استقبال مردم، اوضاع حرم به هم خورد و عدهاي كه بودند، با چه شور و صداقتي براي بوسيدنم ابراز احساسات كردند و به من نزديك ميشدند. در ميان آن جمع تقريبا هزار نفري، يك نفر از دور گفت: آقاي خاتمي خدا از سر تقصيرات شما بگذرد كه در دوران شما چقدر جوانهاي ما بيدين شدند. به او اشاره كردم، جلو بيايد و حرف بزند كه نيامد و رفت.
خاتمي از فرصتهايي گفت كه از دست رفته است، مثل اينكه شش ماه پس از جنگ عراق، آمريكاييها كه از قضيه عراق گير كرده بودند، از ما ميخواستند براي حل مشكلشان به آنان كمك كنيم و پاول، وزير دفاع آمريكا رسما در مصاحبهاي گفت: راهحل عراق، مذاكره مستقيم با ايران است. دوستي به خاتمي گفت: خاطراتتان را بدهيد تا منتشر كنم و او گفت: خاطرات من تا بيست سال ديگر قابل نشر نيست! و بعد گفت: حداقل بيست سال! و اشارهاي به ناگفتههاي قتلهاي زنجيرهاي كرد و من با خودم انديشيدم كه آنچه الان مينويسيم و ميخوانيم، و ميخوانند و مينويسند، همه تاريخ نيست، گزينششده آن است!
خاتمي بحث را به مسئله حساسيتهايش كشاند و از اينكه برخي، امروز جمهوريت مطرحشده از سوي امام را به راحتي به حكومت تعبير و تبديل و امام را به فريبكاري متهم ميكنند و خاطرهاي ناشنيده گفت كه در دوران مسئوليتش در مسجد و مركز اسلامي هامبورگ آلمان، عدهاي از مسلمانان با وساطت او به پاريس رفتهاند و با سفارش وي، مرحوم حاج احمد آقا به آنان وقت ملاقاتي با امام داده است. آنان در اين ملاقات به امام گفتهاند، پول امكانات تبليغات و همه چيز شما با ما، به شرط اينكه شما مسئله احياي خلافت اسلامي را در عالم مطرح كنيد. امام نيز به درخواست آنان پاسخ منفي داده و فرموده بود: بلند شويد و برويد. ديدگاه من تنها جمهوري اسلامي است و آنان با دست خالي از پيش ايشان برگشتهاند!
خاتمي نگران وعدهها و حرفهايي بود كه ممكن است در درازمدت بر دامنه نااميديها بيفزايد.
وي همچنان از سهمخواهيهاي بعضي جريانات اظهار نگراني ميكرد كه به او گفتهاند، ما شما را سر كار آورديم. او با تعجب ميگفت: اين حرفها را به من ميزدند، در حالي كه دو سال پس از انتخاب من، در سال 78 تشكلشان درست شد! او ادامه ميداد: حالا ايراد ميگيرند، جريان اصلاحات سر نداشت و به نمونهاي اشاره كرد كه به آنان گفتم، ادامه تحصن مجلس صحيح نيست، تا اينجا كافي است، به آن پايان دهيد،گوش نميدادند.
خاتمي خبر ديگري هم داد و آن اينكه كادر حدود 150 نفرهاي از وزيران و معاونان وزيران و ديگر مديران ارشد دو دوره مسئوليت او و برخي نخبگان را در هر ماه ميبيند و با آنان به تبادل نظر مينشيند و من خوشحال شدم از اينكه در گوشهاي از شرق در مؤسسهاي كه نام باران بر آن نهاده است و چه پرمعني، قرار است به تجربهها بها داده شود!
جلسه ساعت 2:30 بعدازظهر تمام شد و همه تشنه و گرسنه برخاستيم. چه دلي دارد اين سيد كه با اين همه ناگفته و ملامتكشي از خوديها، باز اين همه زيبا لبخند ميزند و شوخي ميكند...!
منبع :بازتاب
فردا نمایشگاه کتاب و مطبوعات پایان می پذیرد. دو بار دیگر هم فرصت شد تا در این همایش فرهنگی و نسبتاً سیاسی سالانه ی ایران حاضر شوم. سری به غرفه ی توانمندیهای صنعت نشر الکترونیک زدم. همه نوع نرم افزار بود. پیشرفت بسیار خوبی صورت گرفته. دین و دنیا و همه نوع دانش در مسائل و گرایشهای گوناگون در سی دی عرضه شده است. به نوعی تلاقی سنت و مدرنیته را در محتوای سی دی ها می شد دید. در این بخش می شد فهمید دنیای مجازی پر بارتر از دنیای حقیقی – حتی برای فارسی زبانان – شده است. خیلی دوست داشتم که وبلاگ هم مثل یک مطبوعه در کنار این نشریات وجود داشت؛ و توانمندیهای خارق العاده ی ایرانی وبلاگ نویس به نمایش گذاشته می شد. باید نسل عوض شود تا این اتفاق صورت پذیرد. سری هم به غرفه ی روزنامه ها زدم. آنجا هنوز اکثریت مراجعه کنندگان مخاطبان اندیشه های نو بودند که سرخورده، مرتب می پرسیدند چرا این جوری شد؟ بعضی از مسئولان روزنامه ی ایران گلایه می کردند که چرا نوشته بودم ایران مثل کیهان شده! که اتفاقاً سر از غرفه ی کیهان در آوردم و با لطف و ادب آنان رو به رو شدم. بر و بچه های همشهری هم خیلی با سلیقه غرفه را آرایش کرده بودند و با بخش دوچرخه مصاحبه ای دوچرخه ای انجام دادم و در برابر این سؤال که آخرین جوکی که شنیدی چیست نتوانستم جواب بدهم. فکر کنم خودشان هم با توجه به فضای نامه نگاری رئیس جمهور به بوش نتوانند آخرین جوکهایی را که شنیده اند، تعریف کنند. در روزنامه ی اعتماد و اعتماد ملی و شرق هم که خودی تر بودند بیشتر نشستم. شب قبلش که تابلوی اعتماد ملی را آتش زده بودند و تلویزیون هم گفته بود کار خودی های روزنامه بوده، دستمایه ی طنز شده بود که می گفتند کار هادی حیدری است که از اول می گفته زمینه ی تابلو باید فقط سفید باشد. سالن کتابهای عربی ضعیف بود. خیلی ضعیف تر از هر سال. نمی دانم چرا؟ سوت و کور هم بود. البته در همان سالن کتابهای خارجی به غرفه ی کتابهای افغانی برخورد کردم. باورم نمی شد این قدر جدی و روشنفکرانه کتاب نوشته اند و مجله منتشر می کنند. در میان همه ی ابتکارات موجود غرفه روزنامه نگاران جوان به هر کسی کاغذی می داد تا یک جمله روی آن بنویسند و آن را در معرض دید مردم قرار می دادند. خیلی نوشته های عجیب و پر عمقی در آن دیده می شد. اگر آنها را جمع کنند و منتشر نمایند مطالب غیر مصنوعی و فراوانی را می توانند به جامعه عرضه کنند. البته در این گشت و گذار به صورت غیر قابل توصیفی لطف و صمیمیت مردم نمایشگاه را شاهد بودم. بخشی به خاطر دلتنگی برای دوران اصلاحات و عده ای هم از راه آشنایی با وبلاگم. واقعاً آنجا می شد نقش وبلاگنویسی در جامعه ی جوان را درک کرد. بعد از بازدید از نمایشگاه آقای خاتمی را دیدم. بعضی از دوستان با توجه به بی حرمتی های اخیر قم به آقای خاتمی کمی نگران بودند. گفتم آنجا فضای دیگری است. ایشان هم بیش از من این واقعیت را می دانست. در عمل هم دیدیم دیروز در جریان بازدید آقای خاتمی، اصحاب فرهنگ و هنر چه گرم و صمیمانه با او برخورد کردند. دست همه ی کسانی که در به وجود آمدن این فضای فرهنگی تلاش کرده اند درد نکند.
منبع: وب نوشت

سمت چپ تصوير .....

مستندات وعده بردن نفت بر سر سفره مردم ؛ آقاي رئيسجمهور! اين شعار شما بود
محمود احمدينژاد رئيسجمهوري روز دوشنبه چهارم ارديبهشتماه سال جاري در دومين حضور رسانهاي خود مقابل تريبون مطبوعات و دوربين رسانههاي تصويري قرار گرفت تا عملكرد 8 ماهه دولت خود را براي مردم تشريح كند.
اما چهرهاي كه احمدينژاد در اين حضور رسانهاي ارائه كرد تا حدي متفاوت از آن چيزي بود كه مردم در دوران انتخابات ديده بودند. بنابر قاعده حرفهاي مطبوعات مديران ارشد دولتي و بخصوص عاليترين مقام اجرايي كشور هر زماني كه اراده كنند ميتوانند با تسخير مرغوبترين بخش رسانههاي مكتوب و همچنين به مدد دوربينهاي پرشمار تلويزيوني نگاه عموم مردم را به خود جلب كنند اما به لحاظ جايگاه حقوقي و همچنين تاؤير بينظير رئيسجمهوري در حوزه تحولات كلان جامعه حضور وي در برابر رسانهها، اهميتي نمادين نيز دارد كه در پرتو آن افكار عمومي رئيسجمهوري را به پرسش و توضيح فرا ميخواند. احمدينژاد تاكنون دو بار از اين فرصت رسانهاي براي بيان ديدگاههاي خود و تشريح عملكرد دولت بهره جسته است. گرچه ارتباط با رسانهها پديدهاي است كه نخبگان جامعه آن را ضروري ميدانند و عموم مردم نيز از آن طريق از جهتگيريهاي كلان دولت در حوزههاي مختلف شناخت بهتري پيدا ميكنند اما اگر اين پديده با دو عنصر »پاسخگويي« و »شفافيت« همراه نباشد نتيجه معكوس به همراه خواهد داشت. پاسخگويي شرط اول قرار گرفتن يك مسوول در برابر رسانههاست اما بايد به ياد داشت آنچه از اين تريبونها به جامعه تزريق ميشود در نهايت به حافظه تاريخي يكايك مخاطبان ميپيوندد.
پاسخگويي انتظاري است كه در مسير تحولات جامعه شكل ميگيرد و در پايان گريزي از آن نيست. نكته دوم آن است كه پاسخگويي بايد شفاف و در جهت زدودن آؤار ابهام و ايهام از مقولاتي باشد كه در ذهن عموم مردم نسبت به آن پرسشهايي وجود دارد. اگر پاسخگويي منتهي به شفافسازي پرسشهاي رسانهها و افكار عمومي نشود چندان مفيد نخواهد بود. مطابق بررسيهاي صورت گرفته كنفرانس مطبوعاتي رئيسجمهوري در هر كشوري با شدت توجه عمومي بسيار بالايي مواجه بوده است. در تحليل اين مساله صاحبنظران رسانهاي معتقدند عموم مردم همواره به دنبال آن هستند كه بدانند راي آنها چه سرنوشتي پيدا كرده است.آيا وعدههايي كه به آن راي دادهاند بر سفره تحقق مينشيند. از اين رو است كه روساي جمهوري معمولا با بررسيهاي عميق و پس از ارزيابي شرايط موجود، حوادث رخ داده، دستاوردها، شكستها، پيروزيها و ... روبهروي نمايندگان افكار عمومي قرار ميگيرند و توجه دارند كه هر نوع اظهارنظر آنها ميتواند منجر به شكلگيري اتفاقات جديدي در همه عرصههاي كشور شود. آنچه كه دومين حضور رسانهاي احمدينژاد را متفاوت از گذشته ساخت صرفا نقدهايي نيست كه از سوي برخي از مسوولان و كارشناسان نسبت به ديدگاههاي او در زمينه مسائل داخلي و خارجي وجود دارد بلكه تهي شدن گفتوگوي او با مطبوعات از دو عنصر پاسخگويي و شفافيت بود زيرا احمدينژاد در برابر اين پرسش يك روزنامه با مضمون آيا شعار انتخاباتي شما -نفت بر سر سفرههاي مردم- تحقق يافته كه پيشنهاد فروش نفت به قيمت پايينتر به برخي از كشورها را دادهايد، گفت: »من چنين شعاري ندادهام بلكه روزنامه شما آن را مطرح كرد و من تكذيب نكردم.« با توجه به آنچه كه گفته شد مبني بر اينكه اظهارات رئيسجمهوري معمولا براساس ارزيابيهاي دقيق و پيشبيني تاؤيرات عميق آن بر عرصه اجتماع صورت ميگيرد پاسخ رئيسجمهوري بيانگر رويكردي است كه دولت نسبت به اين شعارها و وعدهها دارد. بنابراين در شرايطي كه »آوردن نفت بر سر سفره مردم« و »مبارزه با مافياي نفتي« جزو مهمترين و پر سر و صداترين وعدههاي احمدينژاد به مردم در كارزار انتخاباتي بود پاسخ فوق ميتواند به طرح سوالات جديدي منجر شود اما لازم است بدون هرگونه پيشداوري با نگاهي به گذشته ابتدا به اين پرسش پاسخ داد كه آوردن نفت بر سر سفرههاي مردم آيا جزو برنامههاي احمدينژاد بود*
گرچه گذشت 9 ماه از دوران كمنظير رقابتهاي انتخاباتي دوره نهم رياستجمهوري اسلامي زمان طولاني براي يادآوري حوادث مهم آن دوره براي اذهان عموم محسوب نميشود اما با استناد به وقايع ؤبت شده چنين روزهايي در مطبوعات به نظر ميرسد اين يادآوري به دور از هر گونه شائبهاي باشد. افكار عمومي هنوز فراموش نكردهاست كه كانديداهاي رياستجمهوري با چه شعارهايي به ميدان آمدند. مصطفي معين خواهان تشكيل جبهه جمهوريخواهي و حقوق بشر بود و برنامههاي خود را بر اين اساس شكل داده بود. هاشميرفسنجاني اعتدال در سياست، توسعه در اقتصاد را محور شعارهاي خود قرار داده بود. علي لاريجاني از هواي تازه و دولت اميد سخن ميگفت، مهدي كروبي پرداخت 50 هزار تومان به هر شهروند ايراني را اساس برنامه اقتصادي خود گذاشته بود بر همين اساس احمدينژاد خواهان عدالتمحوري و ستيز با فقر و فساد و تبعيض و مبارزه با مافياي نفتي شده بود و ...
تورق رسانههاي آن روزها واقعيات ؤبتشده را به وضوح نشان ميدهد. احمدينژاد در حالي در آخرين كنفرانس مطبوعاتي خود شعار نفت سر سفرههاي مردم را به جناح اصلاحطلبان نسبت ميدهد كه نمايندگان اين جناح در آن كارزار هيچكدام چنين وعدهاي را به مردم ندادند بلكه شفافسازي درآمدهاي نفتي، مبارزه با مافياي نفت و اصلاح سيستم بانكداري و ... شاهكليد برنامههاي اقتصادي احمدينژاد بود به طوري كه دو روز پس از اعلام حضورش در دور دوم انتخابات رياستجمهوري به ديدار نمايندگان مجلس شتافت و به طور شفاف و صريح ديدگاههاي خود را در همه عرصهها اعلام كرد. بر اساس گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران )ايسنا( در تاريخ 30\3\84 كه هنوز در آرشيو اين رسانهقابل رويت است احمدينژاد در جمع بيش از 120 تن از نمايندگان مجلس گفته است: »من مخالف رانتخواري و استيلاي خانوادگي بر ؤروت كشور هستم. من دست مافياي قدرت و قبيله را از نفت كوتاه خواهم كرد و جانم را به پاي آن خواهم گذاشت. نفت بايد بر سر سفرههاي مردم باشد. بحث من بر سر بيعدالتي، تخريب كرامت انسانها و توسعه و فقر و فساد است. بياييد در اين موارد گفتوگو كنيم. حرفهاي من خيلي روشن است.« صراحت اين جمله در برابر پرسشي كه از رئيسجمهور شده چنان روشن است كه هر گفتوگويي درباره انتساب اين شعار به رئيسجمهوري را بيهوده ميكند. بر خلاف آنچه كه تصور ميشود از ديدگاه اصلاحطلبان نفت بر سر سفرههاي مردم امري مطلوب نبود از اين رو يك روز پس از اين اظهارنظر كه البته جملات مضمون آن بارها و بارها در روزهاي پيشتر از طريق مطبوعات و برنامههاي تلويزيوني كانديداها اعلام شده بود روزنامههاي اصولگرا اين شعار را به عنوان محوريترين برنامهكانديداي اصولگرا به مردم عرضه كردند. به طوري كه روزنامه كيهان در تاريخ 31 خرداد سال گذشته در صفحه اول خود عبارت »احمدينژاد: نفت بايد در سفرههاي مردم ديده شود« را به عنوان تيتر دوم خود برگزيد. علاوه بر اين وقايعي كه پس از پيروزي احمدينژاد در عرصه سياسي كشور ؤبت شد خود تاكيدي بر اين بود كه »نفت بر سر سفره مردم« از سر تصادف بيان نشده است به طوري كه يكي از اصليترين سوالات نمايندگان در برابر كانديداهايي كه از طرف رئيسجمهوري براي تصدي وزارت نفت معرفي ميشدند اين بود كه با چه برنامهاي قصد دارند شعار »نفت بر سر سفرههاي مردم« را محقق كنند. به عنوان مثال دكتر محمد دهقان نماينده مردم طرقبه و چناران و عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس در تاريخ دوم شهريورماه سال گذشته در حضور رئيسجمهوري و هنگام بررسي صلاحيت وزيران پيشنهادي احمدينژاد در مقام مخالفت با علي سعيدلو اولين وزير پيشنهادي براي تصدي وزارت نفت گفته است: »شعارهاي احمدينژاد در اين حوزه اين بود كه با مافياي نفت مبارزه ميكند. صنعت نفت مجددا ملي ميشود. پول نفت بر سر سفرههاي مردم ميرود. اين مطالب جذاب و مهم مردم را متوقع كرده است. طبيعي است بازوي رئيسجمهور براي تحقق اين آرمانها وزير نفت خواهد بود. اما سعيدلو چگونه ميخواهد بدون داشتن تجربه، علم و تخصا كافي اين آرمانها را تحقق بخشد.« )سايت اينترنتي خانه ملت، 2\6\84( . طرفه آنكه سعيدلو در پاسخ به اين سوال كه آيا پول نفت را بر سفره مردم ميبريد گفته است: »اين كار انجام خواهد شد. چون اين شعار رئيسجمهور محبوب و كارآمد و همچنين خواست ملت است«. علاوه بر اين داوود دانشجعفري وزير امور اقتصاد و دارايي به نوشته روزنامه كيهان در اولين مصاحبه با خبرنگاران به سوالاتي پاسخ داد كه از جمله آنها »آوردن پول نفت بر سر سفرههاي مردم« بود. به نوشته اين روزنامه دانش جعفري در پاسخ به خبرنگاري كه پرسيد دولت چطور پول نفت را بر سر سفرهها ميآورد گفته است: »افزايش سرمايهگذاري در بخشهاي مختلف اقتصادي، ايجاد توليد و در نهايت اشتغالزايي همان ايده آوردن پول نفت بر سر سفرههاي مردم است.« در نهايت آنكه رئيسجمهوري در تاريخ 13\9\84 يعني حدود 3 ماه بعد از تشكيل كابينه نهم طي گفتوگويي كه دفتر وي به خبرگزاريها ارسال كرد در پاسخ به سوالاتي از قبيل »آقاي دكتر احمدينژاد! عبارت »نفت بر سر سفره مردم« عبارت دوپهلويي شده كه تفسيرهاي متضاد علمي و غيرعلمي را برتافته است. صرفنظر از اينكه آيا اين تعبير از جنابعالي بوده يا نه، چه تفسيري از آن را قابل قبول ميدانيد*« گفته است: »چرا نفت بر سر سفره افراد خاص و ويژهخواران دولتي برود ولي در كار و زندگي مردم و مستضعفين كه عيالا... هستند نرود*« به نظر ميرسد اين گفتوگو كه به صورت سوال و جواب به خبرگزاريها ارسال شده بود اولين نقطه تعديل شعارهاي انتخاباتي آقاي رئيسجمهور بود به ويژه اينكه مصاحبهكننده به طور جهتداري در نهايت اين سوال را پرسيده است كه »شما گفتيد تحولاتي در حوزه نفت بايد صورت گيرد وعدهاي هم از مافياي نفت سخن گفتند چه توضيحي در اين خصوص داريد« احمدينژاد چهار ماه پس از پيروزي در انتخابات در حالي كه مبارزه با مافياي نفتي بخش مهمي از ادبيات تبليغاتي وي را تشكيل ميداد در برابر اين پرسش بدون اشاره به وجود مافياي نفتي گفته است: »با سياهنمايي و شايعهپراكني و مبالغه در اين زمينهها مخالفم. ولي نبايد هر كس انتقاد يا سوالميكند فوراص برچسب »سياهنمايي« بزنيم. اگر ابهامي هست بايد برطرف شود و اگر اشكالي هست بايد اصلاح شود«
)13\9\84- خبرگزاريها(. اين تفاسير از »نفت بر سر سفره مردم« و »مبارزه با مافياي نفتي« از طرف رئيسجمهوري در حالي ارائه شده است كه انتخاب وزير نفت به چالشي دشوار و بيسابقه بين مجلس و دولت تبديل شده بود. پس از آنكه علي سعيدلو اولين گزينه رئيسجمهوري از سوي مجلس به دليل آنكه برنامهاي براي آوردن نفت بر سفرههاي مردم ندارد، صادق محصولي به خاطر ؤروت فراوان و عدم تناسب با شعارهاي دولت نهم و محمود تسلطي نيز به دليل ديدگاههاي سياسياش از طرف مجلس به ترتيب رد صلاحيت شدند رئيسجمهوري ناچار شد براي حل اين بحران سيدكاظم وزيريهامانه را به مجلس معرفي كند در حالي كه او بيش از سه دهه در اين وزارتخانه حضور داشته و بارها نيز به خبرنگاران گفته بود مافياي نفتي را نميشناسد.
با تعيين تكليف وزارت نفت، دو شعار كليدي رئيسجمهوري در اين عرصه به محاق رفت. در اين دوره كه سفرهاي استاني رئيسجمهوري نيز آغاز شده بود به تدريج رويكرد دولت تاحدي دچار تغيير شد به طوري كه برخي ديدگاههاي سياست خارجي رئيسجمهور كه در دوران انتخابات كمتر بيان ميشد ابعاد تازهتري به خود گرفت. اين تغيير چنان بود كه هولوكاست، جايگزين تكيه كلامهاي سابق احمدينژاد شد. در واقع رويكرد سياست خارجي ادبيات رئيسجمهور را تحت تاؤير قرار داد. بنابراين، اين سوال پيش ميآيد كه علت تغيير ديدگاه احمدينژاد ريشه در چه عواملي دارد* آيا اين مساله تنها موردي است كه رئيسجمهوري در شعارهاي خود تعديل كرده و اينكه اساساص احمدينژاد در برابر پرسش خبرنگار در كنفرانس مطبوعاتي خود با چه انگيزهاي اين شعار را به جناح مقابل نسبت داده است*
در پاسخ به پرسش اول بايد گفت اساساص شعار نفت بر سر سفرههاي مردم از ابتدا با تفاسير و تعابير متضاد علمي و غيرعلمي مواجه بوده است. اصلاحطلبان عمدتاص طرح چنين مسالهاي را تودهگرايي دانسته و هيچگونه شان كارشناسي براي آن قائل نبودند. از اين زاويه نفت بر سر سفرههاي مردم به معناي فروش سرمايه كشور )نفت( و صرف آن براي واردات است. حال آنكه از اين سرمايه بايد براي ساخت سرمايههاي ديگري بهره برد. بنابراين اصلاحطلبان با آنكه به جذابيت »شعار نفت بر سر سفرههاي مردم« بخصوص در بين توده مردم آگاه بودند نهتنها از آن استفاده تبليغاتي نكردند بلكه از ابتدا مخالفت خود را با آن ابراز داشتند. در مقابل گرچه احمدينژاد به تدريج از عبارت فاصله گرفت و در نهايت آن را ساخته و پرداخته اصلاحطلبان عنوان كرد اما »نفت بر سر سفرههاي مردم« را به الگوي عملياتي برنامههاي دولت تبديل كرد. اين مساله زماني عيان شد كه مجلس اصولگرا در مقابل اولين لايحه بودجه دولت اصولگرا مقاومت پرسروصدايي از خود نشان داد. بسياري از مجلسيان آخرين ماه سال گذشته را در حالي به پايان بردند كه معتقد بودند دولت احمدينژاد قصد دارد با فروش نفت به قيمت بيسابقه، سطح واردات كشور را به سقف غيرقابل باوري برساند. درخواست 40 ميليارد دلار از منابع حاصل از فروش نفت در لايحه بودجه احمدينژاد رويايي بود كه براي دولتهاي گذشته )به استثناي سالهاي آخر دولت خاتمي( طي سه سال به وقوع ميپيوست. اما احمدينژاد اولين رئيسجمهوري در ايران است كه آغاز دوران دولتمردي او نهتنها با بحران نفت روبهرو نيست برعكس با افزايش بيسابقه قيمت نفت روبهروست. براي درك اين نكته كافي است بدانيم كه خاتمي برنامههاي خود را در حالي شروع كرد كه قيمت نفت قريب به يك رقمي شدن بود اما اين رقم در دوران احمدينژاد به چندين برابر افزايش يافته است.آنچه احمدينژاد امسال از منابع حاصل از فر
وش نفت برداشت ميكند با وجود مقاومت مجلس به بيش از 35 ميليارد دلار خواهد رسيد كه برابر با متوسط درآمد نفتي سه ساله كشور در سالهاي گذشته است. از ديدگاه كارشناسان زماني كه سيدمحمد خاتمي رئيسجمهور اصلاحطلب ايران در سالهاي آخر رياست بر دولت با افزايش قيمت نفت مواجه شد با تمكين نظر كارشناسان حساب ذخيره ارزي را تاسيس كرد و مازاد درآمد نفت را به اين حساب تزريق كرد تا تحت شرايط خاص و مواقع اضطراري )مثل بحران اقتصادي- سياسي يا دوران كاهش قيمت نفت( از آن استفاده شود اما احمدينژاد در سال اول ارائه لايحه بودجه اراده خود را بر اين گذاشت كه بهرهبرداري حداكثري از درآمدهاي نفتي به عمل بياورد. بنابراين معلوم نيست احمدينژاد با چه انگيزهاي مدل عملياتي برنامههاي اقتصادي را تكذيب ميكند. شايد غيرقابل دفاع بودن اين رويكرد از ديدگاههاي كارشناسي باعث آن شده است كه دولت نهم سعي دارد به عنوان يك سياست غيراعلامي آن را اجرا كند تا موج انتقادات نخبگان و كارشناسان دامنگير دولت نشود.
در حقيقت كنار گذاشتن شعارهاي نفتي از سياستهاي اعلامي دولت تنها وعدهاي نيست كه مردم با آن مواجه شدهاند بلكه احمدينژاد در همان ديدار با نمايندگان مجلس به صراحت وعده ديگري نيز داده بود كه اكنون از آن تبري جسته است. او در پاسخ به سوال فاطمه آليا نماينده مردم تهران كه پرسيده بود آيا در صورت پيروزي شهردار تهران را به دولتش راه ميدهد يا نه به صراحت گفته بود: »اگر ماموريت با دولت با من باشد حتماص شهردار تهران را به كابينه دعوت ميكنم« )30\3\84-خبرگزاريها( اما با گذشت 9 ماه از پيروزي وي در دور دوم انتخابات، محمدباقر قاليباف هرگز راهي به كابينه نيافت. آن هم در شرايطي كه احمدينژاد خود پيش از اين بر صندلي شهرداري تهران نشسته بود و تعدادي از همراهان او در دوره رياست بر شهرداري به دولت راه يافتند و حتي پيشبيني ميشد معاونتي نيز به نام معاونت شهري رئيسجمهوري تدارك ديده شود، اين وعدهها رنگ واقعيت به خود نگرفت و شهردار تهران پشت در كابينه ماند.به عنوان نكته پاياني بايد گفت در بستر توسعه سياسي دولت خاتمي، مطبوعات ويژه گروههاي منتقد دولت فرصت يافتند تا تمامي اعمال و گفتارهاي دولتمردان را زير تيغ نظارت خود نقد كنند و با شعار زندهباد مخالفم )از طرف خاتمي( آسودهخاطر شوند اما معلوم نيست چرا مطبوعاتي كه شعارهاي رئيسجمهور همطيف خود را روزگار نهچندان دوري در صفحات اول خود برجسته ميكردند اكنون در مقابل تكذيب آن از سوي دولت همراهي ميكنند.
منبع: روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|