جان نباشد جز خبر در آزمون ×××××××××××××هر که را افزون خبر جانش فزون |
خداحافظ همين حالا همين حالا که من تنهام..
خداحافظ به شرطي که بفهمي تر شده چشمام
خداحافظ کمي غمگين به ياد اون همه ترديد
به ياد آسموني که منو از چشم تو ميديد
اگه گفتم خداحافظ نه اينکه رفتنت ساده است
نه اينکه ميشه باور کرد دوباره آخر جاده است
خداحافظ واسه اينکه نبندي دل به روياها
بدوني بي تو و با تو همينه رسم اين دنيا
خداحافظ خداحافظ همين حالا ...
فرزاد حسنی
پی نوشت :
سلام . متاسفانه اولین مطلب سال جدید را با خداحافظی شروع کردم. خداحافظی ای که با اجبار همراه شد. هیچ وقت فکر نمی کردم که باید مدتی را بدور از وبلاگ نویسی ، اینترنت و... سپری کنم. باز هم برای مدتی (اگر امکان داشته باشد) باید تراوشات ذهنم را روی برگه های کاغذ به تحریر آورم. اما این دوری(به قول بعضی از دوستان، تبعید شدن.) شاید بهترین فرصت باشد، که برای ادامه راه و عقیده ی خود بیشتر بیاندیشم . به هر حال سرنوشت ما این است و...
برای مدتی بدرود ![]()
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|
